Recently in مقاله Category
تست تست تست تست تست تست تست تست تست تست تست تست تست تست تست تست تست تست تست تست تست تست تست تست تست تست تست تست تست تست تست تست تست تست تست تست تست تست تست تست تست تست تست تست تست تست
| No Comments
مقاله زير به موضوع تصویرگری ماوراء و سریال اغما اختصاص دارد. نويسنده اين مقاله دوست عزيز سيد محمد حسيني، مدير حوزه هنري شهرستان ري است.
بسم الله الرحمن الرحیم
گشوده شدن درهای آسمان و فروریختن باران وحی بر دل بندگان بختیار بنام پیامبران و تکامل ترنم حیات بخش این موهبت عظیم الهی یکجا در دل یکی از پیامبران و در یک زمان خاص و طراوت یافتن سرزمین عقول وحیات آدمیان به برکت این باران جان پرور زیبا ترین حادثه هستی است .
نشستن عقل در کنار وحی و تکامل اراده و زهد و خویشتن داری و عاقلانه چشم از موهبتهای مباه پوشیدن و کوشش در جهت درک ماهیت از دریچه نخواستن ها ، تیز شدن آتش طلب و برخاستن آدمی از تعلقات و تعنیات دون و گشوده شدن روزن دل به سوی آفتاب حق و معنا ،در دل ماهی که خبری از شب در آن و استیلای تاریکی و ابهام بر نفس آدمی نیست . و هم آغوشی نور با تمام لحظات و خطاب ارباب جانهای پاک به بیداری شب و هوشیاری روز و زدوده شدن معنای تاریکی از شب و حیرت میهمانان این خوان گسترده محبت و رحمت از فهمیدن راز وجود و شنیدن بانگ تسبیح حق از بند بند اجزاء جهان و لمس بلافصل تمامی تجربه های عرفانی و آموختن درس سلوک باطنی و ادب حضور در محضر محتشم آفریدگار و شکستن تابوی کبر حاصل از اصالت ثروت و قبول عجز و فنا و پشتوانه ساختن برای اخلاق و سرعت گرفتن تکامل قلبی و عقلی بشر و رسیدن به ارتفاعی که خرد را توان پریدن تا آنجا نیست و خیال را یارای تصور رفعت متعالیش همه و همه از برکات این ماه مبارکند.
کفران نعمت است اگر این هدیه رایگان خالق جواد و تعالیم بی اجرت طبیبان الهی در چنگال کج اندیشی ها و بدفهمی ها و عقب ماندگیها و بی دردیها فرسوده و ضایع شود و برلب آب حیاط جمعی از تشنگی هلاک شوند.
| 1 Comment
تفكر شهيد آويني در مواجهه با تكنولوژي مدرنيسم و نحوه مواجهه با آن بسيار متفاوت است از نحوه مواجه ديگراني كه دستي بر تصميمگيريهاي فرهنگي ما دارند. به همين دليل بد نديدم مقاله انفجار اطلاعات شهيد آويني را با نام "انفجار اطلاعات" بخوانيد:
انفجار اطلاعات!
نميدانم چرا من از اين تعبير آنچنان كه بايد نميترسم و حتي چه بسا مثل كسي كه ديگر صبرش تمام شده است از فكر اينكه جهان به سرنوشت محتوم اين عصر نزديكتر ميشود خوشحال ميشوم. نيچه خطاب به فيلسوفان ميگويد:«خانههايان را در دامنههاي كوه آتشفشان بنا كنيد» و من همه كساني را كه در جستوجوي حقيقتند مخاطب اين سخن مييابم. «گريختن» مطلوب طبع كساني است كه فقط به عافيت ميانديشند و اگر نه، مرگ يك بار، زاري هم يك بار.
دهكده جهاني واقعيت پيدا خواهد كرد، چه بخواهيم و چه نخواهيم. اين حقيقت تنها ما را كه شهروندان مطيعي براي اين دهكده بزرگ نيستيم مضطرب نميدارد و بلكه غرب را هم چه بسا بيشتر از ما به اضطراب مياندازد. ما شهروندان مطيعي براي دهكده جهاني نيستيم؛ اين سخن نياز به كمي توضيح دارد.
| 3 Comments
نظام انتخاباتي ايالات متحده آمريکا، برخلاف ظاهر ساده و مردم گرايانه آن، بسيار بغرنج، نخبه سالار و بي اعتماد به مشارکت مستقيم توده مردم است. در حالي که در بسياري از کشورهاي جهان مردم با آراء مستقيم خود رئيس جمهور را برمي گزينند، در آمريکا رئيس جمهور نه با رأي مستقيم مردم بلکه با رأي گروهي اندک از نخبگان سياسي برگزيده مي شود. در واقع، زماني که مردم ايالات متحده در اولين سه شنبه ماه نوامبر به نامزد برگزيده خود براي تصدّي مقام رياست جمهوري و معاون او رأي مي دهند، بي آن که خود بدانند اعضاي مجمع انتخاباتي (الکترال کالج) را برمي گزينند. نامزدهاي عضويت در مجمع انتخاباتي قبلاً در اجلاس کميته مرکزي احزاب سياسي اصلي کشور تعيين شده اند. عجيب اينجاست که بسياري از مردم ايالات متحده نسبت به اين امر ناآگاهند. و عجيب تر اينجاست که نام نامزدهايي که بايد در هر ايالت به عنوان عضو مجمع انتخاباتي برگزيده شوند حتي به اطلاع رأي دهندگان نيز نمي رسد. پس از اتمام انتخابات، در ماه بعد (دسامبر) اجلاس مجمع انتخاباتي هر ايالت برگزار مي شود و اينان اند که رئيس جمهور و معاون او را برمي گزينند. مجمع انتخاباتي يک نهاد سراسري نيست بلکه هر ايالت داراي مجمع خاص خود است. مجموع آراء اعضاي اين نهاد در کل ايالت ها سرنوشت انتخابات رياست جمهوري را تعيين مي کند. اعضاي مجمع انتخاباتي در کل ايالت هاي متحده 538 نفرند و براي اين که فردي رئيس جمهور شود بايد حداقل 270 رأي مجمع را به دست آورد. در برخي ايالت ها تعداد اعضاي مجمع بسيار ناچيز (دو، سه و چهار نفر) است. مجمع انتخاباتي ايالت هاي کاليفرنيا (54 عضو)، نيويورک (33 عضو)، تکزاس (32 عضو) و فلوريدا (25 عضو) در سرنوشت رياست جمهوري آمريکا بيشترين تأثير را دارند. اگر مجمع انتخاباتي رأي مورد نياز را به هيچ يک از نامزدها ندهد، مسئله به مجلس نمايندگان محول مي شود و مجلس يکي از ايشان را برمي گزيند. به اين ترتيب، در نظام انتخاباتي ايالات متحده آمريکا، نهادي از متنفذين محلي وجود دارد که مي تواند آراء مردم را تنفيذ يا رد کند. ممکن است نامزدي اکثريت آراء را به دست آورد ولي با نظر مجمع انتخاباتي نامزد ديگر رئيس جمهور شود.
ادامه مطلب...
| 1 Comment
در روزهايي قرار داريم كه فلسطين و لبنان و جنايتهاي اسرائيل نقطه تمركز اكثر رسانههاي خبري دنيا قرار گرفته است و توجه رژيم اشغالگر فلسطين به يك نقطه متمركز شده است: قدس.
اما به راستي قبله اول مسلمانان جهان و سومين حرم مقدس نزد مسلمانان و محلي كه براي سي دين بزر گيتي مقدس است كدام است؟
اگر روزنامه نگاري از رهبران كشورهاي عربي و حتي اسلامي كه بپرسد مسجدالاقصي در كجا بيتالمقدس قرار گرفته و گنبد آن چه رنگي است به طور حتم اكثر آنها پاسخ خواهند داد مسجدالاقصي مسجدي است كه شبانه روز عكس آن در صفحه تلويزيونها نمايان است و از زمان آغاز دوباره انتفاضه پخش تصاوير از آن چند برابر شده است، سپس ميافزايد رنگ گنبد آن هم طلايي رنگ است.
ميتوان به راحتي پيش بيني نمود كه 50 تا 70 درصد از مردم نيز همين پاسخ را خواهند داد، يا شايد درصد بيشتري. اما اين پاسخها نشان از ناآگهي مردم به دليل عدم اطلاعرساني صحيح به اكثر امت اسلامي و نبود اطلاعات كافي از مسئله مسجدالاقصي نزد آنان است.
اين در حالي است كه مسئله مسجدالاقصي بيشترين حضور و توجه را در دستور كار نشست سران كشورهاي عربي در نشستهايي چون نشست قاهره و نشست سران كشورهاي اسلامي در دوحه داشته است.
به هر شكل آن تصويري كه از مسجدالاقصي در اذهان عمومي وجود دارد و حتي مردم مسلمان در مناسبتهاي مختلف با حمل تصوير و ماكت آن خواهان آزادي آن هستند، آن مسجد كه هشت ضلعي و گنبد آن زرد يا طلايي رنگ است، مسجد الاقصي نيست بلكه مسجد «قبه الصخره» است.
اما مسجدالاقصي كه مردم براي آن قيام نمودند و همچنان نيز به دليل اهانت به ساحت آن خشگمين و به خواستهاند، در گوشهاي از صحني كه مسجد قبهالصخره در آن است، قرار گرفته و رنگ گنبد آن سبز رنگ است.
بايد اذعان داشت صهيونيستها در راستاي تحقق اهداف شوم خود در ساختن معبد سليمان به جاي مسجدالاقصي اقدام به چاپ و انتشار عكسهايي از قبهالصخره به عنوان مسجدالاقصي كرده و اين گونه به جوامع اسلامي قبولاندند كه هيچ فرقي بين اين دو مسجد وجود ندارد.
در ميان صحن مستطيل شكل حرم قدسي، مسجد قبهالصخره كه گند آن طلاي رنگ است قرار گرفته و در گوشه جنوبي اين صحن موقعيت و ساختمان اصلي مسجدالاقصي، قبله اول مسلمانان قرار دارد. مسجدالاقصي آنجاست و پيامبر عظيمالشأن اسلامي ابتدا به سوي اين محل نماز ميگذاردند.
مسجدالاقصي كه در ضلع جنوبي حرم شريف قرار دارد و طول آن 88 و عرض آن 35 متر و داراي 53 ستون مرمرين است. صليبيان پس از اشغال قدس در سال 1099 بخشي از آن را به كليسا تبديل كردند اما پس از آزادي قدس، مسجدالاقصي تعمير، محراب آن نوسازي و گنبد آن با مرمر پوشانده شد و يك منبر چوبين در آن قرار داده شد.
اما در مورد مسجد قبهالصخره بايد گفت مسجد صخره كه به دليل نقشي كه در واقعه اسرا و معراج پيامبر اعظم(ص) و نزول ايشان در مسجد صخره دارد، مورد توجه ويژه مسلمانان است. زير گنبد طلايي اين مسجد كه نماد قدس نيز ميباشد صخرهاي موجود است كه دليل نامگذاري مسجد هم به همين خاطر است. گفته ميشود محراب موجود در صحن مسجد محل برگزاري نماز جماعت پيامبراكرم(ص) با پيامبران و فرشتگان در شب معراج بوده است.
تصاويري از قدس:
- در اين تصوير محل قرار گيري مسجدالاقصي و مسجد قبه الصخره به وضوح مشخص است.
- تصاويري از مسجدالاقصلي و مسجد قبه الصخره
- تصاويري از قدس (1) (2) (3) (4)
جستجوي تصاويرمسجد قبه الصخره
جستجوي تصاوير مسجدالاقصي (كه البته در نتايج قبه الصخره هم وجود دارد.)
| No Comments
ا تحقیقی در آثار ساخته شده از سال های دور، این واقعیت بیشتر نمایان می شود که سینما، از بدو پیدایش تاکنون، همواره در جهت برآوردن خواسته های یهودیان صهیونیست گام برداشته است؛ گامی در جهت تطهیر چهره یهودیان و تخریب چهره ادیان دیگر ـ بویژه دین اسلام ـ در نزد افکار عمومی دنیا.
صهیونیست ها فعالیت خود را در عرصه سینمای هالیوود، تنها به ساخت فیلم هایی که بزرگسالان را مخاطب خود قرار می دهد، محدود نکرده اند؛ بلکه در عرصۀ تولید فیلم های کودکان نیز بسیار فعال ظاهر شده اند. کمپانی «والت دیزنی» که از مشهورترین شرکت های تولید فیلم و کارتون در سرتاسر دنیا به حساب می آید، یکی از مهم ترین و کارآمدترین ابزار صهیونیست ها در عرصۀ سینماست.
سال های بس طولانی بود که یهودیان در سرتاسر اروپا، به عنوان «موش کثیف» شناخته و نامیده می شدند. صهیونیست جهانی برای پاک کردن این تفکر از اذهان دنیا، با همکاری «دیزنی»، به تولید مشهورترین شخصیت کارتونی دیزنی با عنوان «میکی ماوس» پرداخت. این شخصیت کارتونی، که به سرعت در قلب تمامی کودکان و نوجوانان جای باز کرد، قصۀ موش شجاعی بود که یک تنه در برابر تمامی ناملایمات جامعه ایستادگی کرد، و با پشتکار و شجاعت خود، از هر امتحانی سربلند بیرون می آمد. پس از پخش این کارتون، در بیش از یک دهه، موش، دیگر موجود کثیف و تنفرانگیزی نزد کودکان و نوجوانان اروپایی و امریکایی نبود؛ بلکه به یک موجود دوست داشتنی و قابل ترحم تبدیل شد؛ به همین دلیل، اصطلاح «موش کثیف» در اندک زمانی، بار منفی خود را از دست داد. کارتون «تام و جری» نیز سال ها بعد، در ادامۀ القای همین باور، تهیه و تولید شد.
اما در عرصۀ ساخت فیلم برای مخاطبان بزرگسال، صهیونیست ها از شیوه ها و راه های متعددی استفاده کردند. مظلوم نمایی از قوم یهود، از شیوه های مهمی بود که صهیونیست ها به آن توجه خاصی داشتند. تولید روزافزون آثاری که از قتل عام یهودیان در طول جنگ جهانی دوم، توسط آلمان های نازی سخن می گفت، در اندک زمانی افکار عمومی جهان را به نفع خود برانگیخت و مردم را در برابر حقانیت خود، قانع ساخت. در این قبیل آثار، یهودیان، انسان های بی گناهی تصویر شده اند که بی رحمانه مورد جنایتکارانه ترین رفتارها از سوی نظامیان آلمانی در طول سال های جنگ جهانی دوم قرار گرفته اند. ساخت چنین آثاری به دلیل تأثیرگذاری هایش، پس از گذشت نیم قرن، همچنان ادامه دارد.
فیلم «فهرست شیندلر»، ساختۀ «استیون اسپیلبرگ» یهودی، که به دلیل انتصابش به لابی صهیونیست ها، موفقیت های چشمگیری را در سینمای هالیوود به دست آورده، از جمله آثاری است که در دهۀ 1990 میلادی ساخته و برندۀ بیش از هفت جایزۀ اسکار شد.
اعتقاد به ظهور منجی الهی و رها ساختن انسان ها از تمامی رنج ها و بدبختی هایی که کشورهای قدرتمند و ستمگر بر آنان تحمیل کرده اند، عامل مهمی در میان مسلمانان ـ بویژه شیعیان ـ است که همواره آنان را به آینده و آماده برای مقابله با دشمنان نگاه داشته است. این آرمان سبب شده است تا صهیونیست های قدرت طلب و افزونخواه برای نابودی آن، که همواره خطری جدی برای دستیابی به اهداف شومشان محسوب می شود، به راه های مختلف، از جمله با استفاده از صنعت قدرتمند سینما، به تخریب و لوث کردن آن بپردازند. ساخت فیلم معروف «نوسترآداموس»، اثر اورسن ولز، یهودی بازیگر و کارگردان مشهور امریکایی، در راستای این هدف صورت گرفت. سازنده اثر یاد شده، با استناد به پیشگویی های نوسترآداموس، «مهدویت» را به گونه ای به تصویر می کشد که ارمغانی جز تخریب، دلهره و نابودی برای دنیا به ارمغان نخواهد آورد.
خشن، بی فرهنگ، عقب مانده، خرافه پرست و بدوی نشان دادن اعراب و مسلمانان، از دیگر ترفندهای این دشمن هزارچهره برای ارضای حس افزون طلبی اش است. ساخت فیلم هایی چون «لورنس عربستان»، «شب های عربی»، «محاصره» و ده ها فیلم دیگر، در پی القای این تفکر نحس گام برداشته است که مسلمانان، انسان های خرافی و عقب مانده ای هستند که باید از سوی کشورهای مترقی و فرهیخته ای همچون امریکا، مورد حمایت قرار گیرند، و در غیر این صورت، چیزی جز فقر و بدبختی عایدشان نخواهد شد! و این بدبختی ها، نه تنها دامان خودشان، بلکه موجبات دردسر برای کشورهای مترقی را نیز ایجاد خواهد کرد.
شیوۀ گفته شده در کنار ساخت آثاری که منجیان واقعی کرۀ زمین را امریکاییان (شما بخوانید صهیونیست ها) خوش قلب نمایش می دهد، اجزای پازلی است که در صورت قرار گرفتن در کنار یکدیگر، جمله «دنیا در تسخیر یهود است» را شکل می دهند. فیلم های «مرد عنکبوتی»، «روز استقلال»، «مریخی ها حمله می کنند»، «آرماگدون»، «جنگ ستارگان» و «ماتریکس»، از جمله آثار مشهوری هستند که هر کدام به نوعی سعی دارند امریکاییان (باز هم بخوانید صهیونیست ها) را به عنوان تنها منجیان کرۀ زمین نشان دهند.
سجاد کریمان مجد / منبع
| 3 Comments
تو فرودين ماه مطلبي از سايت موعود ديدم تحت عنوان "پروتكلها، يهود بينالملل و جوانان 2" كه در ارتباط با ارتباط يهوديان و هخامنشيان كه از منظر خاصي جالب توجه بود. نويسنده براي آن كه كشتار ايرانيان توسط يهوديان رو توجيه كنه به شدت دست به تخريب سلسله هخامنشيان زده و از ريشه همه آنها را دست نشانده يهود ميداند.
از طرفي خواهر من كه 15 سالشه و در زمينه تاريخ مطالعه خيلي زيادي هم داشته اين مطلب رو خوانده بود و از من خواست جوابيه كه در اين زمينه نوشته بود رو در وبلاگم منتشر كنم تا از اين طريق به دست سايت موعود برسه.
من نويسنده رو زياد نميشناسم ولي از سايت موعود بعيد بود كه چنين مطلبي رو آن هم با اين همه گافهايي كه يك نوجوان 15 ساله هم بتونه به راحتي دست روش بگذاره منتشر كنه.
لازم به ذكر است در مقاله مذكور هخامنشيان وحشي ناميده شدند، اين طور بيان شده كه واژه هخامنش از كلمه "حاخاممنش" (يعني پيرو روحانيت يهود) اقتباس شده است، كلمه پارس و پارسه را عناوين تحقير آميز و فحش و ناسزا ناميده كه بوميان ايران براي اعتراض به قبيله كوروش ميگفتند، اسكندر را نجات بخش ناميده و...
خب! متن جوابيه رو عينا براي شما مينويسم:
آقاي نويسنده!
من تصميم ندارم طرفداري از صهيونيست يا يهوديت کنم ، اما وقتي مي بينم افراد براي نوشتن مطالب ارزشهاي ايران باستان را به زير سوال برده و آن را تخريب مي کنند ، بسيار تاسف مي خورم ، در ايران باستان افراد بي لياقتي نيز بوده اند اما دليلي ندارد که به خاطر آنان ديگري را نيز تخريب کنيم .
شما که مي خواستيد دربار ي هخامنشيان صحبتي کنيد ، کاش کمي هم درباره ي آن تحقيق کرده ، تا اينطور افکار افراد را مشغول مطالبي که بعضي آن ها اصلا صحتي ندارد نکنيد :
اينطور که مطلب شما به نام (( پروتکل ها ، يهود بين الملل و جوانان -2 )) را خواندم در قسمتي نوشته بوديد که واژه ي هخامنش بعد از زمان داريوش بر هخامنشيان نهاده شده و مربوط به يهوديان است ، اين موضوع غير ممکن است ، در پاسارگارد و در بالاي تصوير حکاکي شده ي کورش مطلبي کوتاه به خط پارسي حک شده ، که به صورت تصوير زير است :
معني اين جمله غير قابل انکار است ، و طبق اسناد موجود کورش حدود 3 نسل قبل از خشايار بوده است ( خشايارشايي که شما به اشتباه آن را داريوش ذکر کرده و بزرگي داريوش را با خشايارشا بيارزشي که به اشتباه بعد از مرگ داريوش به سلطنت مي رسد مقايسه کرده ايد ) کلمه ي Achaemenian (هخمانشيان) منصوب به جد کورش و اولين کسي است که درپارس به حکومت رسيد.
بد نيست نگاهي هم به اين شجره نامه بيندازيد :
| 10 Comments
